امروز چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۰۰
مطالب علمی

۱ . آجال: جمع «اَجَل» به معناى مدت زندگى يا پايان عمر و سر رسيد چيزى.

اجل در لغت به معناى هر چيز، پايان مدت عمر و سررسيد چيزى مانند بدهى است  ( العين، ج۲، ص ۱۷۸ ;الصحاح، ج۴، ص ۱۶۲۱ ; المفردات، مادّه اَجَل ) . متكلمان در تعريف اصطلاحى اجل گفته اند: زمانى است كه خداوند مرگ حيوان و انسان را به مرگ طبيعى يا غير طبيعى در آن وقت مقرر كرده و مى داند كه حيات او در آن زمان پايان مى پذيرد  ( كشف المراد، ص۱۴۰ ;شرح المقاصد، ج۴، ص۳۱۴ و الاقتصاد فى الاعتقاد، ص۲۴۴ ) . از اجل به اجل مرگ، قتل و اجل حيات نيز تعبير كرده اند ; چنان كه اجل دَين  ( سر رسيد زمان پرداخت قرض نيز استطراداً آمده است  ( كشف المراد، ص۱۴۰ ; الذخيره، ص۲۶۱و ۲۶۳ و انوار الملكوت، ص۱۹۴ ) .

اجل و مشتقاتش ۵۴ بار در قرآن كريم استعمال شده و برخى از كاربردهاى آن عبارتند از: زمان معين و حتمى مرگ  ( ابراهيم:۱۰ ) ; زمان نامعين مرگ  ( انعام:۲ ) ; سر رسيد چيزى  ( بقره:۲۸۲ ) ; زمان به پايان رسيدن عمر دنيا  ( رعد:۲ )  و زمان بعث و جزا  ( انعام:۲۸ ).

متكلمان اسلامى درباره وحدت و تعدد اجل دو ديدگاه دارند: متكلمان اشعرى، گروهى از معتزله و برخى از اماميه بر اين باورند كه انسان بيش از يك اجل ندارد، و آن اجلِ معين است  ( شرح المقاصد، ج۴، ص ۳۱۴ ;الذخيره، ص ۲۶۱ ; الاقتصاد الهادى الى طريق الرشاد، ص ۲۰۱ ) . برخى از معتزله بغداد و گروهى از اماميه بر اين عقيده اند كه خداوند براى انسان دو اجل مقرر كرده است: اجل معين  ( محتوم، مسمّا ) و اجل معلَّق  ( مشروط، موقوف ) ( تصحيح الاعتقاد، ص ۶۶ ; كشف المراد، ص ۱۴۰ ) . مستند اين نظريه آيات و روايات است ; قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:  ( …ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُسمّىً عِنْدَهُ… ) ( انعام:۲ ) ; «سپس اجلى مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست». امام صادق(عليه السلام) در تفسير اين آيه فرموده است: «آن، دو اجل است: اجل محتوم و اجل موقوف  ( مشروط ) ( اصول كافى، ج۱، ص ۱۴۷، ح۴ ; تفسير عياشى، ج۱، ص ۳۵۴، ح۷ ) . در تبيين اجل مسما و تفاوت آن با اجل غير مسما گفته شده است: اجل مسما يعنى معين در نزد خدا كه دست خوشِ تغيير نمى شود ; به دليل آيه ۹۶ سوره نحل: ( ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدْ وَما عِنْدَ الله باق ) ;«آنچه نزد شماست، نابود مى شود و آنچه نزد خداست، باقى مى ماند». نسبت اجل مسما به غير مسما، نسبت مطلق و منجّز به مشروط و معلّق است ; به اين معنا كه ممكن است اجل غير مسما در اثر تخلف شرط آن، تحقق نيابد، ولكن اجل حتمى و مطلق تغيير پذير نيست. اجل مسما همان اجل محتوم است كه در «امّ الكتاب» ثبت شده و اجل غير مسما آن اجلى است كه در «لوح محو و اثبات» نوشته شده است:  ( لِكُلِّ أَجل كتابٌ* يَمْحُوا اللهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمّ الكِتاب ) ( رعد:۳۸و ۳۹ ) ; هر اجلى نوشته اى دارد، خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مى كند و «امّ الكتاب» ]= لوح محفوظ[ نزد اوست». امّ الكتاب بر حوادثى كه به اسباب تام خود استناد دارند و لوح محو و اثبات بر حوادثى كه به اسباب ناقص  ( مقتضى ) مستندند، قابل انطباق است. اجل غير مسما درباره انسان، همان عمر طبيعى ساختمان بدن اوست، ولى ممكن است اجل آدمى به دليل بروز موانعى پيش از رسيدن به حد طبيعى فرا رسد  ( الميزان، ج۷، ص ۷ـ ۶ ) .

متكلمان درباره استمرار حيات يا مرگ انسان و حيوانى كه كشته شده است، ديدگاه هاى متفاوتى دارند:

أ. برخى از اشاعره، ابوالهذيل معتزلى و گروهى از حشويه گفته اند: اگر به قتل نمى رسيد، قطعاً در همان زمان به مرگ طبيعى از دنيا مى رفت  ( كشف المراد، ص ۱۴۰ ; شرح الاصول الخمسه، ص ۷۸۲ ; شرح المقاصد، ج۴، ص ۳۱۴ و ارشاد الطالبين، ص ۲۹۲ ) . دليل آنان عبارت است از:

  1. اگر زنده بماند، علم خداوند كه به مردن او تعلق داشته است، به جهل تبديل مى شود و اين محال است  ( كشف المراد، ص ۱۴۱ و ارشاد الطالبين، ص ۲۹۲ ) . در نقد اين دليل گفته اند: اگر كشته شود، از آن مى فهميم كه علم خداوند به قتل تعلق گرفته و اگر زنده بماند، در مى يابيم كه علم الهى به استمرار حيات تعلق يافته است  ( كشف المراد، ص ۱۴۲ ) .
  2. آيه شريفه: ( ولكُلِّ أُمّة أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجلُهُمْ لا يَستَأْخِِرُونَ ساعِةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ) ( اعراف:۳۴ ) ; «براى هر قومى اجل ]معينى [است و هنگامى كه اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخير مى كنند و نه بر آن پيشى مى گيرند»  ( تمهيد الأوايل، ص ۳۷۳ـ ۳۷۵ ) . در نقد اين دليل گفته شده است: مراد از اجل در اين آيه، اجل مسما  ( معى )  است، نه مطلق اجل  ( الميزان، ج۷، ص۶ ) .

ب. گروهى از معتزله بغداد گفته اند: اگر كشته نمى شد، حتماً زنده مى ماند، زيرا اگر زنده نمانده و به مرگ طبيعى از دنيا رود، مذمت و قصاص قاتل واجب نخواهد بود، با اين كه واجب است  ( كشف المراد، ص ۱۴۱ ; شرح المقاصد، ج۴، ص ۳۱۶ و شرح الأُصول الخمسة، ص ۷۸۲ ) . در نقد اين نظريه گفته شده است: قتل در اسلام حرام است و وجوب قصاص و مذمت قاتل به دليل مخالفت او با اين حكم شرعى است  ( كشف المراد، ص ۱۴۲ و شرح المقاصد،ج۴، ص ۳۱۶ ) .

ج. اماميه، گروهى از معتزله بصره و بعضى از اشاعره دو ديدگاه پيشين را نپذيرفته، مرگ و استمرار حيات را امكان پذير دانسته اند  ( كشف المراد، ص ۱۴۰ ; شرح المقاصد، ج۴، ص ۳۱۵ ; شرح الأُصول الخمسه، ص ۷۸۲ و ارشاد الطالبين، ص ۲۹۲ ) .

اين ديدگاه مورد قبول فلاسفه اسلامى نيز هست، زيرا آنان اجل را به طبيعى  ( يعنى انسان زمان عمرطبيعى خود را به انجام رساند ) و اخترامى  ( مرگ انسان پيش از اتمام آن زمان، در اثر حادثه اى فرا رسد )  تقسيم كرده اند  ( الحكمة المتعاليه، ج۹، ص ۲۴۲ ; تفسير كبير، ج۱۲، ص ۱۵۳ـ ۱۵۴ و الكليات، ج۱، ص۵۹ ) . از اجل طبيعى و اخترامى به مرگ طبيعى و اخترامى نيز تعبير شده است  ( شرح المنظومه، ج۲، ص ۴۳۰ ) .

روايات اسلامى چنان كه پيش از اين اشاره شد بر تعدد اجل انسان دلالت مى كنند، زيرا در روايات، عواملِ معنوىِ كوتاهى و طول عمر انسان بيان شده است. به طور كلى گناه عمر را كاهش مى دهد  ( الامالى، ص ۳۰۵ ) . گناهانى مانند عقوق والدين  ( نافرمانى در برابر پدر و مادر و آزار آنها  ) ، ظلم  ( مستدرك الوسائل، ج۱۵، ص ۲۴۹، ح۴۶ )  و قطع رابطه با خويشان  ( اصول كافى، ج۲، ص ۱۵۰) در كاهش عمر تأثير دارند. از سوى ديگر امور زير موجب افزايش عمر انسان مى شوند:

پاكيزگى و وضوى دائمى  ( وسائل الشيعه، ج۱، ص ۳۸۳، ح۱۰۱۱ ) ; حسن نيت  ( بحار الانوار، ج۶۶، ص ۴۰۷، ح۱۴ ) ; پرهيز از بدى  ( عيون اخبار الرضا(عليه السلام)، ج۲، ص ۳۶، ح۹۰ ) ; حسن خلق ; نيكوكارى و صدقه  ( اصول كافى، ج۸، ص ۲۱۹، ح۲۶۹ ; كتاب الزهد، ص ۲۹ ) ; خوشحال كردن پدر و مادر و نيكى به آنها  ( كتاب الزهد، ص ۳۳ ) ; صله رحم  ( همان، ص ۳۴ ) ; شكر فراوان به درگاه الهى  ( عيون الحكم والمواعظ، ص ۲۷۵ ) و زيارت كربلا  ( تهذيب الأحكام، ج۶، ص ۴۲، ح۱ ) .

منابع ــــــــــــــــــــ

ارشاد الطالبين الى نهج المسترشدين، سيورى حلّى، جلال الدين مقداد بن عبداللّه، تحقيق سيد مهدى رجائى، مكتبة آية الله المرعشى، قم، ۱۴۰۵هـ.ق ; اصول الكافى، كلينى رازى، ابوجعفر محمد بن يعقوب، دار الكتب الاسلامية، تهران، ۱۳۶۵ش ; الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد، طوسى، ابوجعفر بن حسن، تحقيق شيخ حسن سعيد، مكتبة جامع چهلستون، طهران، ۱۴۰۰هـ.ق ; الاقتصاد فى الاعتقاد، غزالى، ابوحامد، علق وشرحه علي بن ملحم، دار الهلال، بيروت، ۱۹۹۳م ;الأمالى، طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن بن على دارالثقافة، قم، ۱۴۱۴ق ; انوار الملكوت فى شرح الياقوت ، حلّى ، جمال الدين ابومنصور حسن بن يوسف ، تحقيق محمد نجفى زنجانى ، انتشارات رضى و بيدار ، قم ، ۱۳۶۳هـ.ش ; بحارالانوار ، مجلسى ، محمد باقر ، مؤسسة الوفاء ، بيروت ، ۱۴۰۴ق ; تصحيح اعتقادات الإمامية ، شيخ مفيد ، محمد بن نعمان ، تحقيق حسين درگاهى ، دارالمفيد ، بيروت ، ۱۴۱۴هـ.ق ; تمهيد الأوائل وتلخيص الدّلائل ، باقلانى ، ابوبكر محمد بن طيّب ، تحقيق شيخ عماد الدين احمد حيدر ، مؤسسة الكتب الثقافية ، بيروت ، ۱۴۱۴هـ.ق ; تهذيب الاحكام ، طوسى ، ابوجعفر محمد بن حسن، دارالكتب الاسلاميه ، تهران ، ۱۳۶۵ش ; التفسير الكبير، رازى، فخرالدين، داراحياء التراث العربى، بيروت، بى تا ; الحكمة المتعالية في الاسفار العقلية الأربعة ، شيرازى ، صدر الدين محمد ، انتشارات مصطفوى ، قم ، ۱۳۷۹هـ.ق ; الذخيرة فى علم الكلام ، علم الهدى ، شريف مرتضى ، تحقيق سيد احمد حسينى ، مؤسسة النشر الاسلامى ، قم ، ۱۴۱۱ق ; شرح الاصول الخمسة ، بن احمد ، قاضى القضاة عبد الجبار ، مكتبة وهبة ، قاهره ، ۱۳۸۴هـ.ق ; شرح المقاصد ، تفتازانى ، مسعود بن عمر بن عبد اللّه ، تحقيق عبد الرحمن عميرة ، مجمع البحوث الإسلامية ، طهران ، ۱۴۰۹هـ.ق ; شرح المنطق ، سبزوارى ، هادى ، تحقيق و تعليق حسن حسن زاده ، نشر ناب ، تهران ، ۱۴۱۶هـ.ق ; الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية ، جوهرى ، اسماعيل بن حماد ، تحقيق احمد بن عبد الغفور عطارى ، دار العلم للملايين ، بيروت ، ۱۴۰۷ق ; عيون اخبار الرضا(عليه السلام) ، شيخ صدوق ، ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، انتشارات جهان ، تهران، ۱۳۸۷هـ.ق ; عيون الحكم والمواعظ ، ليثى واسطى ، على بن محمد ، تحقيق حسين حسنى بيرجندى ، دارالحديث ، قم ، ۱۳۷۶ش ; كتاب التفسير ، عياشى سمرقندى ، ابونضر محمد بن مسعود ، تحقيق و تعليق ، سيد هاشم رسولى محلاّتى ، المكتبة العلمية الاسلامية ، تهران ، بى تا ; كتاب الزهد ، كوفى اهوازى ، حسين بن سعيد ، تحقيق  ميرزا غلامرضا عرفانيان ، انتشارات العلمية ، قم ، ۱۳۹۹هـ.ق ; كتاب العين ، فراهيدى ، ابوعبد الرحمن الخليل بن احمد ، تحقيق مهدى مخزومى وابراهيم سامرائى مؤسسة دار الهجرة ، قم ، ۱۴۰۹هـ.ق ; كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد  ( قسم الالهيات ) ، حلّى ، يوسف بن مطهر ، علق عليه جعفر السبحانى ، مؤسسة الإمام الصادق(عليه السلام) ، قم ، ۱۳۷۵ش ; الكليّات ، حسينى كنوى ، ابوالبقاء ايوب بن موسى ، دارالكتاب الاسلامى ، قاهره ، ۱۴۱۳ق ;المفردات فى غريب القرآن ، راغب اصفهانى ، ابوالقاسم حسين بن محمد ، تحقيق محمد سيد گيلانى ، المكتبة المرتضوية ، ايران ، ۱۳۶۲ش ; الميزان فى تفسير القرآن ، طباطبائى ، سيد محمد حسين ، دار الكتب الاسلاميه ، تهران ، ۱۳۹۷ق ; مستدرك الوسائل ، نورى ، حسين ، مؤسسة آل البيت لإحياء الثراث ، ۱۴۰۸ق ; وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ، عاملى ، شيخ محمد بن حسن حرّ ، مؤسسة آل البيت ، قم ، ۱۴۰۹هـ.ق.

اكبر اسد عليزاده