امروز جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۱۲
مطالب علمی

alsavarem0کتاب الصوارم المهرقه، در رد کتاب الصواعق المحرقه

« الصوارم المهرقه في نقد الصواعق المحرقة»، نوشته شهيد بزرگوار سيد قاضى نور الله شوشترى (۹۵۶- ۱۰۱۹ ه. ق)، است. اين كتاب، به زبان عربى و در پاسخ به استدلالات و تهمت‏هاى نارواى ابن حجر هيثمى مکی(م۹۵۰ ه.ق)، در كتاب «الصواعق المحرقه»، نسبت به شيعيان و در موضوع اثبات امامت ائمه( ع) و برحق بودن شيعه است.

کلمه صواعق، جمع صاعقه و به معنای صاعقه های سوزنده است که بر رد عقايد شيعه نوشته شده است. کلمه صوارم، جمع صارم و به معنای شمشير بران و نام کتاب شهید شوشتری به معنای شمشيرهای بران و خون بار است. این عالم وارسته در سال ۱۰۱۹ ه. ق، در هندوستان در عهد فرمانروايى جهانگير شاه تيمورى به شهادت رسید.

قاضى نور الله، همانگونه كه خود يادآور شده، پس از اتمام تحصيلات و دانش اندوزى براى پرتو افشانى و هدايت مردم به هندوستان سفر كرد. در هندوستان آوازه سيد به تمام نقاط رسيد و طالبان حقيقت، گروه گروه به سوى او شتافتند تا از محضر آن مرد الهى كسب فيض كنند.

اصحاب تراجم نقل كرده‏اند كه قاضى نور الله اولين عالمى بود كه در هند اظهار تشيع كرد و دعوت به تشيع نمود و با علماى مخالف جلسات مناظره تشكيل داد.

مهمترين تأليفات او عبارتند از:

۱- إحقاق الحق‏، كه در رد كتاب« فضل بن روزبهان» نوشته است.

۲- مجالس المؤمنين‏، كه شرح حال علماى شيعه است.

۳- الصوارم المهرقة در رد الصواعق المحرقة ابن حجر مكى هيثمى.

۴- مصائب النواصب‏( يا معائب النواصب) در رد كتاب نواقض الروافض است كه در رد شيعه نوشته شده بود و…

این عالم وارسته و عارف بزرگوار پس از عمرى تلاش در راه احياى مكتب اهل بيت عليهم السلام در سال‏۱۰۱۹ هجرى به شهادت رسيد.

پيكر شريف قاضى را دراكبر آباد به خاك سپردند و از آن پس مزار عاشقان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام گرديد.

كيفيت شهادت وى اين گونه بود که پس از مرگ سلطان اكبر شاه، فرزند اوجهانگير شاه به حكومت رسيد. او قاضى نور الله را بر مسند قضاوت ابقاء كرد. در اين ميان حسودان و علماى دربارى دائما از سيد نزد حاكم بدگويى مى‏كردند. پس از مدتى كه كينه آنها بيشتر شد و كلمات آنان در شاه تأثير گذاشت، جهانگير شاه اجازه كشتن قاضى را به آنان داد و آنان با كمال قساوت آنقدر بر بدن نحيف اين عالم شيعه و پيرمرد ۷۰ ساله شلاق زدند تا جان به جان آفرين تسليم كرد و به اجداد طاهرينش پيوست.

قاضى نورالله شوشترى در شعرى زبان حال خود را اين گونه سروده است:

وه كاين شب هجران تو بر ما چه دراز است‏

گويى كه مگر صبح قيامت سحر اوست

منبع

نفحات الازهار، آیت الله میلانی، ج۱، ص ۲۳، ط: نشر مهر

نرم افزار جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات نور