امروز جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۱۷
مطالب علمی

برای «صمد» در لغت چند معنا بیان شده است: گاهی به معنای قصد کردن آمده و به سرور و مهتری گفته می شود که مردم برای برآورده شدن حاجات او را قصد می‌کنند. معنای دیگر آن نهایت آقایی و بزرگواری است و بر کسی اطلاق می شود که مردم از او اطاعت می کنند. صلابت و استحکام و میان‌پُر در مقابل اجوف نیز از دیگر معانی صمد دانسته شده است (النهایة، ج۴، ص۵۲؛ معجم مقاییس اللغة، ج۳؛ المفردات، ص۲۸۹؛ لسان العرب، ج۸، ص۲۸۰؛ مجمع‌البحرین، ج۱، ص۶۳۵؛ تاج العروس، ج۸، ص۲۹۴؛ ، ص۳۰۹). همه این معانی با تفصیلاتی که اشاره خواهد شد قابل اطلاق بر خدای متعال است.

این واژه در قرآن تنها یک بار به کار رفته است: «اللَّهُ الصَّمَد»(اخلاص:۲) که از اسماء الهی بوده و اسم مفعول، یعنی «مصمود» است (کشاف، ج۴، ص۸۱۸؛ جوامع الجامع، ج۴، ص۵۶۱؛ مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۲؛ روح البیان، ج۱۰، ص۵۳۸؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۳) برخی نیز آن را «صفت مشبهه» دانسته‌اند (شرح الاسماء الحسنی، درود آبادی، ص۱۲۳).

معنای صمدیت الهی

برای این اسم الهی معانی متعددی ذکر شده است، برخی کثرت این معانی را تا ۱۸ معنا دانسته‌اند (التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۵۴۰) و برخی برای آن تا ۳۴ معنا برشمرده‌اند (لوامع البینات، ص۳۱۵). اما جامع همه این معانی، معنای بی نیاز مطلق است و سایر معانی یا به این معنا بر می گردند و یا از لوازم آن به شمار می آیند (مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۳؛ الشافی فی العقائد، ص۱۵۰؛ روح المعانی، ج۱۵، ص۵۱۲؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۵۴۰؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۸۸؛ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۴۰). در ادامه این معانی بیان می شود:

  1. بی نیاز مطلق: صمد کسی است که همگان در جمیع نیازهایشان نیازمند اویند، و او مقصود علی الاطلاق و بی نیاز از غیر است. این معنا که جامع همه معانی صمد است با معنای لغوی نیز قرابت داشته و لذا مورد توجه ویژه اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است (اسماء و صفات، ص۹۹؛ مجموعه رسائل غزالی، ص۳۳۹؛ جوامع الجامع، ج۴، ص۵۶۱؛ کشاف، ج۴، ص۸۱۸؛ تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۴۶۸؛ تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۴۵؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۳۴۷؛ اللوامع الالهیة، ص۱۶۹؛ اربعة کتب اسماعیلیة، ص۴۵؛ منهج الصادقین، ج۱۰، ص۳۹۷؛ اسرار‌الآیات، ص۳۳؛ المظاهرالالهیة، ص۳۱؛ شرح كتاب الفقه الأكبر، ص۳۰؛ رسائل فیض کاشانی، ج۲، رساله۱، ص۵۸؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۴، ص۸۸۸؛ روح البیان، ج۱۰، ص۵۳۸؛ کنز الدقائق، ج۱۴، ص۵۱۰؛ روح المعانی، ج۱۵، ص۵۱۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۸۸؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۴، ۶۹۱). صمدیت به این معنا لازمه وجوب بالذات و من جمیع الجهات است، زیرا واجب الوجود بالذات، در وجود و کمالات وجودی بی نیاز است، و همه موجودات در وجود، و کمالات وجودی خود به او نیازمند می‌باشند.

۲- درون پُر: یکی از معانی لغوی «صمد»، – چنان‌که قبلا اشاره شد- موجود توپر است: «ما لا جوف له». این معنا در تفسیر «صمد» در مورد خدای متعال در روایات به کار رفته است (التوحید، ص۹۳؛ تفسیر طبری، ج۳۰، ص۲۲۲؛ معانی الاخبار، ص۷؛ درالمنثور، ج۶، ص۴۱۰؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۱) برخی گفته‌اند صمدیت به این معنا نسبت به خداوند معنای سلبی دارد (رسائل ابن سینا، ص۳۱۷)، یعنی از خداوند جسم را نفی می‌کند (التوحید و العقیدة، ص۱۶۲) یا ماده را که منقسم به اجزاء می‌شود و بطن و جوف دارد نفی می‌کند (هیاکل نور، ص۱۱۰؛ حوار بی الالهیین و المادیین، ص۴۵۶) یا به معنای نفی ماهیت از خداوند است، چرا که هر ماهیتی بطن و جوفی دارد (رسائل ابن سینا، ص۳۱۷) و یا نفی هرگونه حیثیت و اعتبار از ذاتی است که از همه جهات، حق است (قبسات، ص۳۲۹)، یا به معنای نفی انقسام و ترکیب است (المسائل الاربعینیة، ص۱۷) و با نفی این نواقص، روشن می شود که او موجودی است که از هر نظر کامل بوده و هیچ‌گونه امر وجودی از او سلب نمی‌شود پس موجودی صرف و بسیط و فعلیت محض است (شرح قبسات، ص۳۳۶؛ اسرار الحکم، ص۶۱۶؛ شرح چهل حدیث، ص۱۸۵).

برخی جوف را اعم از جسمانی و روحانی معنا کرده‌، و جوف جسمانی را به معنای بطن جسمانی، و جوف روحانی را به معنای محدودیت دانسته و صمدیت را نافی هر دو دانسته‌اند (الفرقان فی تفسیر القرآن، ج۳۰، ص۵۱۸). پس در هر صورت معنا این خواهد بود که او پُر و کامل است و همه چيز ديگر غير از او از درون خالى و نيازمند به حقيقتى است كه درون او را از هستى پُر كند (مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۲، ص۹۳). این معنا، از لوازم وجوب ذاتى خداوند است (مخزن العرفان، ج۱۵، ص۳۵۴)، پس صمدیت الهی مساوق با وجوب وجود از جمیع جهات است (رسائل ابن سینا، ص۳۱۸؛ قبسات، ص۳۲۹).

برخی بر این عقیده‌اند که «صمدیت الهی» نمی‌تواند به معنای «ما لا جوف له» باشد، چرا که اولا «صمد» به آن معنا از خصوصیات جسم است که در خداوند راه ندارد (الکافی، ج۱، ص۱۲۴؛ متشابه القرآن، ص۷۰۶؛ التبیان، ج۱۰، ص۴۳۱؛ مفاتیح الغیب، رازی، ج۳۲، ص۳۶۲؛ البرهان، ج۵، ص۸۰۱؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۴، ص۸۸۸) و ثانیا مخالف فرمایش خداوند است که می‌فرماید: «لیس کمثله شیء» در حالی که «ما لا جوف له» شامل سنگ و آهن و امثال آن هم می‌شود (التبیان، ج۱۰، ص۴۳۱؛ البرهان، ج۵، ص۸۰۱). اما چنان‌که از مطالب قبل به دست آمد مصداق جسمانی معنای مزبور مقصود نیست، به گفته راغب آنچه که أجوف و میان تهی نیست، دو چیز است: یکی مثل جمادات است که از انسان پست‌تر است، و دیگری اعلای از انسان است که عبارت از خداوند و ملائکه است (المفردات، ص۲۸۹).

۳- مقصود در حوائج: برخی «صمد» را کسی دانسته‌اند که همگان برای برآورده شدن حاجت او را قصد می کنند (التبیان، ج۱۰، ص۴۳۰؛ الاسماء و الصفات، ص۱۰۱؛ متشابه القرآن، ص۷۰۶؛ ولله الأسماء الحسنی، ص۲۰۰؛ مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۲؛ روح الأرواح، ص۵۰۹؛ البرهان، ج۵، ص۸۰۲؛ تفسیر شبّر، ج۱، ص۵۶۹؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۵۴۰؛ الرسائل التوحیدیة، ص۴۳؛). از استناد بی قید و شرط «الصمد» در سوره اخلاص به خداوند، بدست می‌آید که خداوند مقصود علی الاطلاق است و جمیع کائنات و ممکنات به او بازگشت می‌کنند. وجه دخول الف و لام بر آن نیز بیان حصر است، به این معنا که او به تنهایی صمد علی الاطلاق است (روح المعانی، ج۱۵، ص۵۱۲؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۸۸) و وجه این‌که به جای «هو الصمد» فرمود: «الله الصمد» آن است که «الصمد» به تنهایی در معرفی خداوند متعال و حصول معرفت کفایت می‌کند، زیرا مقام، مقام معرفی خدا به وسیله صفتی است که خاص خود او باشد، همان‌طور که «الله أحد» در این خصوص کفایت می‌نماید، پس معنا چنین است که معرفت به خدای متعال حاصل می گردد چه از شنیدن جمله «هو الله احد»، و چه از شنیدن «الله الصمد» (المیزان، ج۲۰، ص۳۸۸). از منظری دیگر تکرار لفظ جلاله «الله» در این دو آیه از این باب است که بفهماند «صمدیت» ملاک الوهیت است (تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۳۴۷؛ مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتألهین، ص۴۳۴؛ روح البیان، ج۱۰، ص۵۳۸؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴؛ روح المعانی،ج۱۵، ص۵۱۳). صمد به معنای مزبور از صفات فعل الهی است، یعنی هر چیزی به سوی او منتهی می‌شود (المیزان، ج۲۰، ص۳۸۸).

در روایات نیز «صمد» به کسی که مقصود همگان است، و همه موجودات برای رفع نیازشان او را قصد می‌کنند تفسیر شده است (الکافی، ج۱، ص۱۲۴؛ التوحید، ص۹۴؛ شرح اصول کافی ملاصدرا، ج۳، ص۱۰۴).

۴- نهایت سیادت و آقایی: تفسیر دیگری که برای صمد ارائه شده است، نهایت سیادت و آقایی است (التبیان، ج۱۰، ص۴۳۰؛ رسائل ابن سینا، ص۳۱۷؛ لوامع البینات، ص۳۱۶؛ تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۴۵؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۲؛ روح المعانی، ج۱۵، ص۵۱۱؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴؛ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۸). در روایات نیز آمده است: «الصمد، الذي قد انتهى سؤدده»: صمد آن است که در منتهای سیادت و آقایی است (‏التوحید، ص۹۰؛ تفسیر طبری، ج۳۰، ص۲۲۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۴۵). می‌توان «صمد» به این معنا را به بی نیاز مطلق که پیش از این بیان شد بازگرداند، چرا که سیادت بی حد و مرز و نهایت آقایی، مخصوص غنی مطلقی است که دیگران نیازمند او هستند (رسائل فلسفی ملاصدرا، ص۴۴۶). تفسیر «صمد» به انتهای خیریت، که بالاتر از آن نیست (كتب و رسائل، الرسي، ج‏۱، ص: ۳۹۶) نیز به معنای مزبور باز می‌گردد.

برای «صمد» به غیر از معانی چهارگانه فوق، معانی دیگری نیز بیان شده که چون مطابق معنای لغوی آن نیست (البحر المحیط، ج۱۰، ص۵۷۱) باید آنها را از لوازم صمدیت الهی به شمار آورد:

۵- احدیت و واحدیت: بدون شک لازمه صمدیت مطلق، بی نیازی بی قید و شرط است، لذا آنچه که حقیقتا متصف به «صمدیت» می‌شود بسیط است (اللوامع الإلهية، ص ۱۶۹؛ اسرار الآیات، ص۳۳؛ المظاهرالالهیه، ص۳۱؛ اسرار الحکم، ص۶۱۶). و صمد حقیقی ذاتا و صفتا تعدد بردار نیست (شرح الکافی، ملاصالح مازندرانی، ج۴، ص۳۶) لذا با «أحدیت» تلازم دارد، اما در مورد این که کدامیک دال بر دیگری است، برخی احدیت را مقدم داشته و آن را دال بر صمدیت او می دانند (روح البیان، ۱۰، ص۵۳۸؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴؛التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۵۴۰؛) و برخی معتقدند صمدیت خداوند دلیل بر أحدیت اوست (مجموعه رسائل غزالی، ص۳۳۹؛ اسرار الآیات ص۳۳؛ المظاهر الالهیة، ص۳۱)، و برخی نیز هر کدام را دال بر دیگری می‌دانند (تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۳۴۷).

صمدیت خداوند می‌تواند دلیل بر واحدیت او نیز باشد، چرا که تا چیزی مرکب نباشد، تعدد بردار نخواهد بود، و ترکب در صمد حقیقی راه ندارد (المظاهر الالهیة، ص۳۱) و همچنین اگر غیر از «الله»، «صمد» دیگری می‌بود، او نیز در حوائج مردم مقصود می‌بود (مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ص۴۳۳) در حالی که گفته شد صمد به معنای مقصود علی الاطلاق است. در روایات نیز از وحدانیت و شریک نداشتن به عنوان ویژگی «صمد» یاد شده است (التوحید، ص۹۰).

۶- عینیت ذات و صفات: موجودات اجوف و تو خالی، توسط وجود و اوصاف، خلأ خویش را پر نموده و مثلا جاهل عالم و عاجز قادر می‌گردد. در این موجودات، صفات غیر از وجود است، اما ذات صمد هرگز از این صفات خالی نبوده تا پر شود، بلکه این صفات را از ابتدا دارا بوده، پس هم وجودش عین ذات اوست، و هم صفاتش عین ذاتش است (مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۲۸، ص۸۳۵).

۷- سرمدیت: «سرمد» یعنی وجودی است که انقطاع نپذیرفته و اول و آخر نداشته باشد که لازمه آن ثبات است (تفسیر طبری، ج۳۰، ص۲۲۳؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۱؛ اسفار، ج۳، ص۱۴۴؛ لوامع البینات، ص۳۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج۲۱، ص۲۴۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴؛ مراح لبید، ج۲، ص۶۷۹؛ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۸).

۸- بالاترین آمر و ناهی: یکی دیگر از لوازم صمدیت، آمریت الهی است، به گونه ای که فرمان دهنده‌ای بالاتر از او نیست و به هر چه فرمان دهد می شود (روض الجنان، ج۲۰، ص۴۶۸).

۹- شایستگی پرستش: از لوازم دیگر «صمد»، استحقاق و شایستگی پرستش است (التبیان، ج۱۰، ص۴۳۰؛ تفسیر طبری، ج۳۰، ص۲۲۲)، چنان‌که برخی به آن تصریح کرده‌اند (تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۳۴۷؛ مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتألهین، ص۴۳۴؛ روح البیان، ج۱۰، ص۵۳۸؛ روح المعانی، ج۱۵، ص۵۱۳؛ فتح القدیر، ج۵، ص۶۳۴). زیرا کسی ذاتا لایق پرستش است که در وجود و افعال نیازمند غیر نباشد، پس موجود مقهور ذاتا لایق پرستش نیست (المیزان، ج۱۱، ص۱۷۹).

۱۰- نفی خصوصیات جسمانی: با روشن شدن این که «صمد» بسیط الحقیقه ای است که واجد تمام کمالات و خیرات است، آنچه که نقص و جوف محسوب شود از او نفی خواهد شد (شرح الاسماء الله الحسنی، الإشبیلی، صص۹۸ و۱۰۰)، و طبیعتا مکان‌مند هم نخواهد بود (اللوامع الالهیة، ص۱۶۹). این اوصاف، لوازم صمدیت است که در مقایسه با خویشتن درک می‌کنیم (شرح الاسماء الحسنی، قشیری نیشابوری، ص۳۳۹).

نفی خواب و تغذیه: صمد حقیقی بدون شک کسی است که نمی‌خورد و نمی آشامد و نمی‌خوابد (تفسیر طبری، ج۳۰، صص۲۲۲؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۱؛ لوامع البینات، ص۳۱۷؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۱؛ مراح لبید، ج۲، ص۶۷۹)

نفی زاد و ولد: او کسی است که نه زاده شده، و نه می‌زاید (سنن ترمذی، ج۵، ص۴۵۱؛ بحارالانوار، ج۹۵، صص۷۷، و ۸۱) که البته مراد از زایش، معنای عام آن یعنی خروج موجودی از موجود دیگر است، لذا اشیاء کثیف و لطیف و همچنین ظهوراتی که در انسان پدید می‌آید و به آنها «بَدَوات» می‌گویند را هم شامل می‌شود (مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۲۸، ص۸۳۸). امام حسین (ع) در پاسخ به نامه ای در خصوص معنای صمد، فرمودند: « لَمْ‏ يَخْرُجْ‏ مِنْهُ‏ شَيْ‏ءٌ كَثِيفٌ كَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْيَاءِ الْكَثِيفَةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا شَيْ‏ءٌ لَطِيفٌ كَالنَّفْس‏ ِوَ لَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ كَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ وَ الْخَطْرَةِ وَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْبَهْجَةِ وَ الضَّحِكِ وَ الْبُكَاءِ وَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ السَّأْمَةِ وَ الْجُوعِ وَ الشِّبَع»‏ (التوحید،ص۹۱). پس لازمه صمدیت خداوند این است که او نه از چیزی است، نه در چیزی، و نه بر چیزی (تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۲؛ شرح الاسماء الحسنی، درود آبادی، ص۱۹۸؛ شرح چهل حدیث، ص۱۸۵؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۲۸، ص۸۳۸) چون موجودی که صمد و توپر است یعنی در ذاتش هیچ‌گونه خلئی از هستی وجود ندارد. او عالم را ابداع و ایجاد نموده، نه این که از وجود او خارج شده باشد (مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج۲۸، صص۸۳۳ و۸۳۴).

نفی تغیر و حرکت: ثبات و عدم تغیر نیز از لوازم صمد شمرده‌ شده است(مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۲؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۱)

لوازم دیگری نیز برای صمد بیان شده است، همچون: کسی که به همه چیز آگاه است، آنچه که عیبی در آن نیست، آنچه آفتی بدو نرسد، آنچه که در تمام اوصافش کامل است، آنچه که مخلوقی از کیفیت او آگاه نیست، آنچه که دیدگان او را درک نمی‌کنند، آنچه تحت احاطه زمان و مکان و جهات واقع نمی‌شود، آنچه مانعی در برابر اراده او نیست (لوامع البینات، صص۳۱۶-۳۱۸؛ مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۲)، یا كسى كه داراى غم و اندوه، بهجت و خنده، گريه و خوف، رجاء و رغبت، گرسنگى و سيرى نيست (تفسیر صافی، ج۵، ص۳۹۲).

ویژگی‌های «صمد» در روایات

«صمد» در کلام ترجمان وحی به یگانه‌ای توصیف شده که شریک بردار نیست، دائمی است که زوال پذیر نیست. نه زاییده شده، و نه می‌زاید، زیرا هر آنچه زاده شود، روزی خواهد مُرد، بلند مرتبه‌ای است که در نهایت آقایی است و بطن و جوفی ندارد، و امر کننده و بازدارنده‌ای بالاتر از او نیست (سنن ترمذی، ج۵، ص ۴۵۱؛ التوحید، ص۹۰)، عظیمی است که در عظمتش، حلیمی است که در حلمش، غنی‌ای که در غنایش، جباری است که در جبروتش، و عالم و حکیمی است که در علم و حکمتش کامل است (تفسیر طبری، ج۳۰، ص۲۲۳؛ درالمنثور، ج۶، ص۴۱۵). او غالبی است که هرگز مغلوب نخواهد شد (مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۶۳) و هرگز دچار کون و فساد نشده و به تغایر وصف ‌نمی‌شود. حزن و شادی، خنده و گریه، خوف و رجاء، اشتیاق و خستگی، گرسنگی و سیری در او راه ندارد. هرگز نمی‌خورد و نمی‌آشامد و خواب بر او چیره نمی‌شود. حفظ امور بر او دشوار نبوده و چیزی بر او پوشیده نیست. اوست که به قدرت خویش خالق و مبدع همه اشیاء است و همه اشیاء را بدون سابقه آفریده است، پس آنها را به صورت اضداد و اصناف و ازواج قرار داد، و خودش یگانه‌ای است که نه ضدی دارد و نه شکلی، و نه مثل و نظیری. هنگامی که چیزی را اراده کند می گوید: باش، پس موجود می‌شود. همه در حوائج کوچک و بزرگشان او را قصد می‌کنند (التوحید، ص ۹۰ و ۹۱ و ۹۴).

در روایت زیبایی امام صادق(ع) می فرماید: جماعتی از فلسطین خدمت پدرم شرفیاب شدند و در خصوص مسائلی از جمله معانی «الصمد» پرسیدند؛ پدرم فرمود: «الصمد» از پنج حرف تشکیل شده است:

«الف» آن، دلیل بر انّیت و حقیقت اوست؛ چنان که فرمود: «شهد الله انه لا اله الا هو» این، تنبیه و اشاره است به این که او غایب از درک حواس است و حواس، نمی تواند او را درک کند.

«لام» در آن دلالت بر الهیّت و این که او «الله» است دارد. این که الف و لام «الصمد» ادغام شده و در هنگام تلفظ ظاهر نمی شوند، دلیل بر لطافت و مخفی بودن او از حواس دارد و اینکه او به زبان هیچ توصیف کننده و به گوش هیچ شنونده ای در نمی آید؛ او کسی است که خلق، از درک ماهیت و کیفیت او به واسطه حس یا وهم، در تحیر و سرگردانی به سر می برد. و نیز این که الف و لام «الصمد» در نوشتن ظاهر می شود، دلیل بر این است که خداوند، ربوبیتش را در آفرینش مخلوقات و ترکیب کردن ارواح لطیف در جسم های کثیف ظاهر کرد؛ به گونه ای که وقتی بنده به خود می‌نگرد، روحش را نمی بیند.

«صاد» آن دلیل بر این است که حق تعالی صادق است و بندگانش را فراخوانده که راه صدق و راستی را پیروی کنند، و به آن ها با صداقت و راستی به جایگاه صدق وعده داده است.

«میم» در این کلمه دلیل بر مُلک و سلطنت اوست و این که او پادشاه بر حق است. همیشه بوده و خواهد بود و سلطنت و پادشاهی او برطرف نخواهد شد.

«دال» آن نیز دلیل بر دوام ملک و سلطنت و دوام ذات او و این که او بالاتر از عالم کون و فساد است دارد؛ بلکه او به وجود آورنده همه موجودات است و به واسطه عنایت و فیضِ اراده و مشیت و ایجاد و آفرینش او، موجودات آفریده شده اند؛ بعد از بیان این مطالب امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر برای علمی که خداوند متعال به من عطا فرموده، حمل کننده‌ای می‌یافتم، به یقین حقایق توحید و اسلام و دین و شرایع را از اسم صمد منتشر می کردم (التوحید، ص۹۲).

اعتقاد به «صمدیت» الهی موجب آرامش و نشاط در درون انسان شده و او را از یأس و ناامیدی باز می‌دارد، چرا که اگر انسان خداوند را حقیقتا مقصود خود بداند، در حوائج خویش به جای تکیه بر قدرت‌های پوشالی، به او پناه برده، و تنها بر او تکیه می‌کند و می‌داند اوست که خالق و مالک و صاحب اختیار انسان است، و تنها او قادر بر تحقق مراد انسان است، لذا هرگز یأس و ناامیدی در نفس او فائق نخواهد آمد (ولله الأسماء الحسنی، ص۲۰۲).

 

منابع و مآخذ

اربعة کتب اسماعیلیة، أبوفراس و دیگران، تصحيح شترو طمان‏، نشر التكوين‏، چاپ اول، ۲۰۰۶، دمشق؛ اسرار‌الآیات، ملا صدرا، انجمن حكمت و فلسفه‏، ۱۳۶۰ش، تهران؛ اسرار الحکم، محقق سبزواری، تصحيح كريم فيضى، ‏نشر مطبوعات دينى‏، چاپ اول،۱۳۸۳ ش، قم؛‏ الأسماء و الصفات‏، ابو بكر بيهقى‏، تحقيق عبد الرحمن عميره‏، نشر دار الجيل‏، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق‏، بيروت؛ بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، سيد محسن خرازى‏، نشر مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ق، قم؛‏ بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر‏، تحقیق جمعى از محققان‏، دار‌إحياء التراث العربي، چاپ دوم‏، ۱۴۰۳ ق‏، بيروت‏؛ بحر المحیط فى التفسير، ابو حيان محمد بن يوسف اندلسى‏، تحقيق صدقي محمد جميل، نشر دار الفكر، ۱۴۲۰ ق‏، بيروت‏؛ تاج‌العروس من جواهر القاموس، حسینی زبیدی سید محمد مرتضی، تحقیق عبدالعزیز مطر، دارالهدایة تراث العربی، ۱۳۹۰ ق، بی جا؛ التبیان فی تفسیر القرآن، طوسى محمد بن حسن‏، دار احياء التراث العربى‏، بيروت‏، بی‌تا؛ التحریر و التنویر، محمد بن طاهر بن عاشور، موسسة التاريخ العربي، بی‌تا، بیروت؛ تفسیر ابن عربی، محيى الدين محمد بن عربی، تحقيق سمير مصطفى رباب‏، نشر دار احياء التراث العربى‏، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، بیروت؛ تفسیر بیضاوی(أنوار التنزيل و أسرار التأويل)‏، عبدالله بن عمر بيضاوى، تحقيق محمد عبد الرحمن المرعشلى‏، نشر دار احياء التراث العربى، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، بیروت؛‏ تفسیر شریف لاهیجی، شریف لاهیجی محمد بن علی، نشر داد، چاپ اول، ۱۳۷۳ش، تهران، تفسیر الصافی، فيض كاشانى ملا محسن‏، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق، تهران‏؛ تفسير القرآن الكريم، سيد عبد الله‏ شبّر، نشر دار البلاغة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، بیروت؛ تفسیر قرطبی(الجامع لأحكام القرآن‏)، محمد بن احمد قرطبى، انتشارات ناصر‌خسرو، چاپ اول،۱۳۶۴ش‏، تهران‏؛ تفسیر طبری(جامع البيان فى تفسير القرآن‏)، محمد بن جرير طبرى، نشر دار المعرفه‏، چاپ اول‏،۱۴۱۲ ق‏، بيروت‏؛ تفسیرنمونه، مكارم شيرازى ناصر و جمعی از نویسندگان، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش‏، تهران‏‏؛ التوحيد، محمد بن على بن بابويه، ‏تحقیق هاشم حسینی، نشر جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۹۸ق، قم؛ التوحید و العقیدة، محی الدین ابن عربی، تحقیق محمود غراب‏، نشر دار الكتاب العربى، ۱۴۱۴ ق‏، دمشق؛‏ جوامع الجامع، فضل بن حسن طبرسى، ‏نشر دانشگاه تهران و مديريت حوزه علميه قم‏، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، تهران؛ الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، صدرالدین شیرازی، دار احياء التراث‏، چاپ سوم، ۱۹۸۱م، بیروت، حوار بين الإلهيين و الماديين‏، محمد صادقى‏، نشر دار المرتضي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۷ق، بیروت؛ الدرالمنثور فى تفسير المأثور، جلال الدين‏ سيوطى، نشر كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، ۱۴۰۴ق، قم؛ رسائل، ابن سینا، انتشارات بیدار، ۱۴۰۰ق، قم؛ ‏رسائل، فيض كاشانى‏، نشر مدرسه عالى شهيد مطهرى‏، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، تهران؛ الرسائل التوحیدیة، محمد حسین طباطبایی، مؤسسة النعمان‏، ۱۴۱۹ق، بیروت؛ روح الارواح فی شرح الاسماء الملک الفتاح، شهاب الدین احمد سمعانی، تصحیح نجیب مایل هروی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش، تهران؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم‏، آلوسى سيد محمود، تحقيق على عبدالبارى عطية ، دارالكتب العلميه‏، چاپ اول‏،۱۴۱۵ ق‏، بيروت؛ روح البیان، حقى بروسوى اسماعيل‏، دارالفكر، بی تا، بیروت،؛ روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن‏، ابوالفتوح رازى، تحقيق محمد جعفر ياحقى و محمد مهدى ناصح، ‏نشر بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى‏، ۱۴۰۸ ق‏، مشهد؛ سنن ترمذی، محمد بن عیسی ترمذی، تحقیق احمد محمد شاکر، دار الاحیاء تراث العربی، بی‌تا، بیروت؛ الشافی فی العقائد و الاخلاق و الاحکام، فیض کاشانی، دار اللوح المحفوظ، چاپ اول، ۱۴۲۵ق، قم؛ شرح الأسماء الحسنى‏، سيد حسين همدانى درودآبادى‏، تحقیق محسن بيدار فر، نشر انتشارات بيدار، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق، قم؛ شرح الاسماء الحسنی، عبدالکریم نیشابوری قشیری، تحقیق طه عبدالرؤوف سعد و سعد حسن محمد علی، دارالحرم للتراث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، قاهره؛ شرح اسماء الله الحسنی، ابن برجان الإشبیلی، تحقیق احمد فرید المزیدی، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۲۰۱۰م، بیروت؛ شرح اصول کافی، صدرالدین شیرازی، تحقیق محمد خواجوی، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى‏، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، تهران؛ شرح دعاء جوشن کبیر، ملا هادی سبزواری، تحقیق نجفقلی حبیبی، نشر دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش، تهران؛ شرح چهل حدیث، روح الله موسوی خمینی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، چاپ بیست و چهارم، ۱۳۸۰ش، تهران؛ شرح قبسات، احمد بن زين العابدين العلوى‏، تحقيق از حامد ناجى اصفهانى‏، نشر موسسه مطالعات اسلامى‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۶ش؛ تهران؛ شرح الکافی، ملا صالح مازندرانی؛ تعلیق شعرانی، تصحیح علی اکبر غفاری، نشر دار الكتب الإسلامية، ۱۳۸۸ق، تهران؛ شرح كتاب الفقه الأكبر، ابو حنيفه- ملا على قارى‏، تعليق على محمد دندل، نشر دار الكتب العلمية، چاپ دوم، ۱۴۲۸ق، بیروت؛ فتح القدیر، شوكانى محمد بن على شوکانی،‏، نشر دار الكلم الطيب‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، بيروت‏؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‏، محمد صادقى تهرانى، نشر انتشارات فرهنگ اسلامى‏، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش، قم؛ فرهنگ فلسفی، جميل صليبا، ترجمه منوچهر صانعى دره بيدى‏، انتشارات حکمت، چاپ اول، ۱۳۶۶ش، تهران؛ فرهنگ معارف اسلامی، سيد جعفر سجادى‏، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش، تهران؛ قبسات، مير محمد باقر الداماد، تحقیق مهدى محقق، سيد على موسوى بهبهانى، ايزوتسو، ابراهيم ديباجى‏، انتشارات دانشگاه تهران‏ چاپ دوم، ۱۳۶۷ش‏، تهران؛ الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ كلينى، على اكبر غفارىو آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق‏،‏ تهران‏؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب‏، محمد بن محمدرضا قمى مشهدى، تحقيق حسين درگاهى، ‏نشر وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، تهران؛ لسان‌العرب، إبن‌منظور، دار صادر، چاپ اول، بیروت؛ اللوامع الإلهية في المباحث الكلامية، فاضل مقداد، تحقيق قاضى طباطبائى، ‏نشر دفتر تبليغات اسلامى‏، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق، قم؛ لوامع البينات شرح أسماء الله تعالى و الصفات‏، فخر الدين رازى‏، نشر مكتبة الكليات الأزهرية، ۱۴۰۶ق، قاهره؛ متشابه القرآن، قاضی عبدالجبار، نشر مكتبة دارالتراث‏، بی‌تا، القاهرة؛ مجمع البحرین، فخرالدین طریحی، تحقیق سید احمد حسینی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق، قم؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، فضل بن حسن طبرسى‏، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ ش‏، تهران‏؛ مجموعه رسائل، ابو حامد غزالى‏، نشر دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، بیروت؛ مجموعه رسائل فلسفی، صدرالدین شیرازی، تحقيق حامد ناجى اصفهانى، انتشارات حكمت‏، چاپ اول، ۱۳۷۵ش، تهران؛ مجموع كتب و رسائل، قاسم بن إبراهيم رسي، تحقيق مجد الدين مويدى‏، نشر مؤسسة الإمام زيد بن علي‏، چاپ اول، ۱۴۲۱ق، صنعاء؛ مجموعه آثار (جلد دوم)، مرتضی مطهری، نشر صدرا، چاپ دهم، ۱۳۸۱ش، تهران؛ مجموعه آثار (جلد چهارم)، مرتضی مطهری، نشر صدرا، چاپ هفتم، ۱۳۸۱ش، تهران؛ مجموعه آثار (جلد بیست و هشتم)، مرتضی مطهری، نشر صدرا، چاپ اول، ۱۳۸۹ش، تهران؛ مخزن العرفان در تفسير قرآن‏، سيده نصرت امين اصفهانى، نشر نهضت زنان مسلمان‏،۱۳۶۱ش، تهران‏؛ مراح لبيد لكشف معنى القرآن المجيد، محمد بن عمر نووى جاوى، تحقيق محمد أمين الصناوى‏، نشر دار الكتب العلميه‏، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، بیروت؛ المسائل الأربعينية، شهيد اول‏، تحقیق رسول جعفريان، نشر كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى‏، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، قم؛ مفاتيح الغيب‏، فخرالدين رازى، دار احياء التراث العربى‏، چاپ سوم‏،۱۴۲۰ ق‏، ‏ بيروت؛ المفردات فی غریب القران، راغب اصفهانی، تحقیق محمد خلیل عیتانی، دارالمعرفة، چاپ چهارم،۱۴۲۶ق، بیروت؛ معانی الاخبار، محمد بن علی بن بابویه، على اكبر غفاری، نشر جامعه مدرسين، چاپ اول، ۱۴۰۳ق، قم؛ معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس بن زکریا، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، مکتبة الأعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ق، قم؛ منهج الصادقين فى الزام المخالفين‏، ملا فتح الله‏ كاشانى، نشر كتابفروشى محمد حسن علمى، چاپ ۱۳۳۶ش، تهران؛‏ موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، محمد علی التهانوی، مکتبة لبنان ناشرون، ۱۹۹۶، چاپ اول، بیروت؛ المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، محمد حسین، انتشارات جامعه‏ مدرسين،‏ چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق، قم؛ النهایة فی غریب الحدیث، ابن اثیر جزری، نشر اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش، قم؛ هیاکل نور، شهاب الدین سهروردی، تحقیق محمد كريمى زنجانى اصل‏، نشر نقطه‏، چاپ اول، ۱۳۷۹ش، تهران؛ ولله الأسماء الحسنی، یوسف المرعشلی، دارالمعرفة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق، بیروت.

مسلم زمانیان