امروز سه شنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۰۲
مطالب علمی

shaltotفتوای تاریخی

شیخ محمود شلتوت، اندیشمند و عالم برجسته مصری و رئیس دانشگاه الازهر است. وی از سال ۱۹۵۸ – ۱۹۶۳ م ریاست این دانشگاه را بر عهده داشت. مهمترین اقدام وی در تاریخ زندگی اش را می توان صدور فتوا مبنی بر تعبد و پیروی از فقه مذاهب معتبری مثل شیعه دانست. شلتوت با این اقدام گام بسیار مهمی در راه تقریب مذاهب سنی و شیعه برداشت .

پیشینه فتوا

هنگامی که شیخ عبدالمجید ریاست دانشگاه الازهر را بر عهده داشت، تصمیم گرفت تا فتوایی مبنی بر جواز پیروی از مذاهب اهل بیت (ع) صادر کند. هنگامی که خواست این کار را انجام دهد،  از طرف عناصر استکبار و استعمار، کتابی توهین آمیز نسبت به مقدسات اهل سنت منتشر و در بین اعضای دارالتقریب پخش شد.

این کتاب که به یکی از علمای شیعه نسبت داده شده بود، بدون تاریخ و بدون ذکر محل و نام چاپ خانه در اختیار اعضا قرار گرفت و موجی از ناراحتی و بدبینی نسبت به مذهب شیعه را در پی داشت .

بدون تردید، دست استعمار در پس این پرده در جریان بود. عبدالمجید سلیم که با این توطئه از پیش طراحی شده روبه رو شد نتوانست در آن وضعیت بحرانی و دشمنی و کینه ای که نسبت به شیعه پدید آمده بود، این فتوا را صادر کند لذا منصرف شد و منتظر فرصتی دیگر بود، ولی دست اجل فرصت را از عبدالمجید گرفت و سالها بعد شاگردش شیخ محمود شلتوت این فتوا را صادر کرد.

فتوای شیخ شلتوت دارای سه عنصر اصلی می باشد:

  1. هیچ مسلمانی ملزم نیست که حتما تابع یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت باشد ، بلکه هر مسلمانی در انتخاب هر یک از مذاهب فقهی آزاد است .
  2. انتقال از یک مذهب فقهی به مذهب فقهی دیگر جایز است .
  3. هر مسلمانی اگر چه سنی باشد می تواند طبق فقه شیعه امامیه عمل کند. [۱]

 متن فتوا

اين فتوا در سال ۱۳۷۸ هـجري قمري در هفدهم ربيع الاول، روز ميلاد امام همام جعفربن محمد الصادق (ع) بنيانگذار مكتب شيعه جعفري، در حضور نمايندگان مذهب شيعه امامي و شيعه زيدي و مذاهب شافعي،حنبلي، مالكي، حنفي، به دست شيخ محمود شلتوت رئيس فقيد دانشگاه الازهر صدور يافت.

از معظم له سؤال شد: عده اي از مردم معتقدند که هر فرد مسلمان براي آنکه عبادات و معاملاتش صحيح انجام گيرد، بايد تابع احکام يکي از مکتبهاي معروف چهارگانه باشد و در ميان اين مکتبهاي چهارگانه نامي از مکتب شيعه امامي و شيعه زيدي برده نشده است، آيا جنابعالي با اين نظر کاملا موافقيد که مثلا پيروي از مکتب شيعه اماميه اثني عشري مغايرتي با دين ندارد؟

آن جناب پاسخ دادند :

  1. آيين اسلام هيچ يک از پيروان خود را ملزم به پيروي از مکتب معيني ننموده، بلکه هر مسلماني مي تواند از هر مکتبي که بطور صحيح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته پيروي نمايد و کسي که مقلد يکي از اين مکتبهاي چهارگانه باشد مي تواند به مکتب ديگري ( هر مکتبي که باشد ) منتقل شود .
  2. مکتب جعفري، معروف به مذهب امامي اثني عشري، مکتبي است که شرعا پيروي از آن مانند پيروي از مکتبهاي اهل سنت جايز مي باشد.

بنابراين سزاوار است که مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايي که نسبت به مکتب معيني دارند دوري گزينند ، زيرا دين خدا و شريعت او تابع مکتبي نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معيني نخواهد بود. بلکه همه صاحب مذهبان، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باري تعالي است و کساني که اهل نظر و اجتهاد نيستند، مي توانند از هر مکتبي که مورد نظرشان است تقليد نموده و از احکام فقه آن پيروي نمايند و در اين مورد فرقي ميان عبادات و معاملات نيست .

صدور این فتوا توجه همگان را در جهان اسلام به خود جلب کرد. اکثر متفکرین که این واقعه را انقلابی مهم در روابط بین شیعه و سنی می دیدند از این فتوا حمایت کردند. ولی برخی کوته فکران و تفرقه پراکنان او را به خاطر این اقدام به باد انتقاد گرفته و بر او خرده گرفتند که چرا مذهب شیعه را به رسمیت شناخته است .

شخصی ضمن انتقاد از شلتوت در حالی که به او معترض بود، گفت: «شما مذهبی را که بدعت بوده به رسمیت شناخته ای». شیخ محمود شلتوت با آرامش جواب داد: «من این کار را برای خدا کردم». بعد از بیان این جمله علامه محمد تقی قمی (عالم شیعی در مصر) را نام برد و درباره او گفت: «آنقدر به او ایمان دارم که در آخرت حاضرم هر جا او را بردند با او بروم. حال هر کس می خواهد بپسندد یا نپسندد».[۲]

انگیزه شیخ شلتوت در صدور فتوا

مرحوم میرزا خلیل کمره‌ای می‌نویسد:

اینجانب و هیئت همراه در سفر به مصر در دو نوبت با شیخ جامع الازهر محمود شلتوت دیدار داشتیم، یک نوبت در جامع الازهر و یک نوبت در منزل شخصی ایشان. در این دیدار شیخ الازهر ما را از حقایق اموری مطلع فرمود و رازی را فاش کرد که پای مداخله بیگانگان و تأثیر نفوذ آنان را در امور ممالک شرق حتی در امور بین مذاهب اسلام، روشن می‌ساخت.

عظیم مصر فرمود:

«من از دیر زمانی حدود سی سال قبل در صدد دیدن فقه امامیه بر آمدم و از عراق و ایران کتاب‌های فقهی امامیه را خواستم ولی تا این اواخر که مصر از زیر زنجیر استعمار بیرون آمد کتاب‌ها نمی‌رسید و سانسور می‌شد تا بعد از فتح کانال کتب شما آمد و من مطالعه کردم، حجت بر من تمام شد و آن فتوا را دادم بدون اینکه تحت تأثیر هیچ مقامی یا سخنی بروم».

شیخ محمد جواد مغنیه می‌گوید:

«در یکی از سفرهایم به مصر با علامه شلتوت دیدار کردم در حالی که جمعی از بزرگان دانشگاه الازهر نیز در محضرش بودند، از انگیزه فتوایش بر جواز تعبد به مذهب جعفری جویا شدم وی پاسخ داد: خدا می‌داند در مورد این فتوا انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی و غیره نداشتم. من در مقام استنباط احکام فقهی وقتی بعضی از دلایل فقه شیعه را مورد دقت و نظر عمیق قرار دادم مشاهده کردم که دلایل این فقه از قوت و متانت و ظرافت خاصی برخوردار است و این امر باعث شد که فتوایی بر جواز پیروی از مذهب شیعه را صادر نمایم، و من خود در بعضی مسائل فقهی بر اساس فقه مذهب جعفری فتوا داده‌ام. آنگاه شیخ محمود شلتوت رو به حاضران کرد و گفت: بر شماست که کتاب‌های شیعه را با دقت مورد مطالعه قرار دهید».[۳]

 نماز جماعت به امامت آیت‏الله کاشف‏الغطاء

شاید اشاره به این موضوع خالی از لطف نباشد، هنگامی که شیخ محمود شلتوت در سفری که به قدس شریف، برای شرکت در کنفرانس اسلامی فلسطین داشت، به همراه دیگر عالمان، نماز جماعت را به امامت آیت‏الله کاشف‏الغطاء خواند.

وی این صحنه زیبا را که سنّی و شیعه در صفی واحد ایستاده‏اند، این‌گونه وصف می‏کند:

چه زیبا است سیمای مسلمانان که نمایندگان آنان در کنفرانس اسلامی فلسطین در مسجدالاقصی جمع شدند و با یکی از بزرگان مجتهدین شیعه امامی، استاد بافضیلت، شیخ محمدحسین آل‌کاشف‏الغطاء نماز جماعت خواندند، بی‌آن‌که فرقی باشد، میان کسی که خود را سنّی می‏نامد و یا کسی که خود را شیعه می‏خواند و همگی صفوف واحدی را پشت سر یک امام تشکیل دادند که پروردگار واحدی را می‏خوانند و به سوی یک قبله روی دارند.[۴]

 حمایت از قیام امام خمینی(ره)

شاید از بارزترین موضع‌گیری‌های شیخ شلتوت، اعلامیه ایشان در حمایت از آیت‌الله خمینی(ره) پس از حادثه ۱۵ خرداد است، ایشان ۶ روز پس از این رخداد نامه‏ای نوشت و از عموم مسلمانان خواست تا عالمان مجاهد ایران را که به جرم دفاع از حق به زندان کشیده شده‏اند، پشتیبانی کنند. متن اعلامیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ

در این دوره، جریان‏های تبلیغاتی شوم و تجاوزاتی آشکار رخ می‏دهد که قربانیانش علمای اسلام در ایرانند؛ آن رادمردانی که به راه خدا می‏خوانند و از دینش پاسداری می‏نمایند و جرمی جز این ندارند که تعلیمات الهی را باز می‏گویند.

علمای اسلام و روحانیون ایرانی، بارها مورد تجاوز رژیم قرار گرفته‏اند و بارها زندانی شده‏اند و از انجام وظیفه امر به معروف که هر غیر عاجزی بدان مکلّف است و از وظیفه نهی از منکر که بر هر غیر عاجزی واجب است بازداشته شده‏اند، حال آن‌که خیر و فواید انجام این دو وظیفه عاید امّت اسلام می‏شود و نتایج فرخنده‏اش نصیب ملّت می‏گردد.

حیات هر ملتی وابسته به اخلاق او است و شالوده اخلاق را دین خدا در مجموعه احکام و آداب و نظام‌ها و تعلیماتش تشکیل می‏دهد و پرچم‌داران جنبش تکامل اخلاقی و رهبران معنویت و عناصر مؤثر در این کار، همان علمای اخلاقی هر ملتند که با تبلیغ و رهبری و ارشادشان زمینه و شرایط و عوامل تکامل معنوی او را فراهم می‏گردانند.

هان، به شما مسلمانان هشدار می‏دهم، به مسلمانان همه کشورها و به ملت مسلمان ایران که این تجاوز و دست‌درازی بی‌شرمانه را به سادگی نگاه نکنید و به تمام نیرو برای نجات علمای ایران از چنگال دژخیمان دیکتاتور ایران مبارزه کنید، «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ» و به ستمکاران تکیه نکنید که آتش [دوزخ] گریبانتان را خواهد گرفت و در برابر خدا هیچ یاوری نخواهید داشت و هیچ‌کس به کمکتان نخواهد آمد. (۱۸ محرم ۱۳۸۳هـ.ق)

محکومیت به رسمیت شناختن اسرائیل توسط شاه

شیخ شلتوت هنگامی که شاه ایران محمدرضا پهلوی، اسرائیل غاصب را به رسمیت شناخت در طی تلگرافی به آیت‏الله بروجردی در قم، ضمن ردّ هرگونه ارتباط کشورهای اسلامی با اسرائیل، اقدام دولت ایران را تقبیح کرد.

متأسفانه تلگراف شیخ محمود شلتوت وقتی به قم رسید که آیت‏الله بروجردی در بستر بیماری به سر می‏برد و با همین بیماری از دنیا رحلت کرد.

در پی این واقعه شیخ محمود شلتوت دست از وظیفه‏اش برنداشت و نامه‏ای برای آیت‏الله سیدمحسن حکیم (متوفای ۱۳۹۰هـ.ق) نگاشت و از وی خواست تا در این باره اقدامی انجام دهد.

از متن نامه‌ها می‌توان متوجه شد که صمیمیت میان ایشان و عالمان شیعه وجود داشته و ارتباط مستمر ایشان با عالمان شیعه در امور مهم جهان اسلام برقرار بوده است.

پس از این که آیت‏الله سیدمحسن حکیم نامه را دریافت کرد، تلگرافی برای آیت‏الله سیدعلی بهبهانی به تهران فرستاد و مراتب را به محضر وی رساند. آیت‏الله بهبهانی نیز ناراحتی عالمان و مراجع را به شاه اعلام کرد.

 شیخ شلتوت و آیت‌الله بروجردی

شیخ شلتوت در قم به دیدار آیت‌الله بروجردی آمد. او در این دیدار، خیلی به آقای بروجردی علاقه‌مند شد و پس از آن، هر جا می‌رفت از آقای بروجردی تعریف می‌کرد و می‌گفت: آقای بروجردی نظیر ندارد. او در تمام علوم اسلامی، استاد است.

وی بعد از آن که به مصر بازگشت، دستور داد فقه شیعه در الازهر تدریس شود. تا زمانی که شیخ شلتوت در الازهر بود، «مختصر نافع» در الازهر تدریس می‌شد. شیخ شلتوت از مصر برای آقای بروجردی نامه می‌نوشت و در نامه‌هایش به ایشان، خیلی احترام می‌گذاشت. هنگامی که آقای بروجردی نامه‌ای به شیخ شلتوت نوشت، ایشان در پاسخ نامه آقای بروجردی می‌نویسد: «استاد اعظم، نامه‌ات رسید. آن را بوسیدم و مطالب بسیار ارزنده‌ای در آن دیدم. به جای دعاهایی که عقب نمازها می‌خواندم، اکنون نامه شما را می‌خوانم. هر بار که نامه شما را می‌خوانم، مطالبی جدید را می‌فهمم».[۵]

[۱] مجموعه مقالات، صالحی نجف آبادی، ص۱۷۵

[۲] روزنامه جمهوری، ۱۹/۱۰/۷۹، ویژنامه ص ۱۰

[۳] روزنامه کیهان، ۱۶/۵/۱۳۷۲

[۴] شیخ محمد شلتوت، طلایه دار تقریب، ص۴۱

[۵] شیخ محمود شلتوت، آیت شجاعت، ص ۷۱ – ۷۸، مجمع تقریب مذاهب اسلامی