امروز سه شنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۳۱
مطالب علمی

شكور: از اسماء حسني و صفت فعل الهي

        شكر در لغت به ثناگويي در مقابل نعمت (قاموس،ج۴، ص۶۲)، يادآوردن، تصور و اظهار آن نعمت (مفردات،ج۲، ص۲۳۴) و شناخت نيكي و نشر آن (العين،ج۵، ص۲۹۲؛ لسان العرب، ج۴) اطلاق شده است. گفته شده شكر مقلوب از كشر، به معناي آشكار نمودن و نقطه مقابل آن كفر، يعني پوشيده داشتن و فراموشي نعمت است(مفردات،همان). شكور، صیغه مبالغه از این ماده و به معنای بسیار شکر کننده است و گفته شده “الشکور من تکرر منه الشکر و الشاکر من وقع منه الشکر “( مجمع البیان, ج۸, ص ۶۰۱). عرب به حیوانی که کم علف خورده اما خوب چاق می شود “دابة الشکور” و به گیاهی که با آب کم محصول فراوان می دهد “نبت الشکور” می گوید ( المفردات , ص۴۶۱ ؛ شرح الاسماء الحسنی, ص۲۵۱).

       شکور در اصطلاح به کسی گفته می شود که در مقابل امر کم, بهره فراوانی می دهد. (شرح الاسماء قشیری, ص ۲۵۱؛ المیزان, ج۱۸, ص ۴۴؛ الأسماء والصفات، ص۱۱۸؛ لوامع البينات، ص۲۵۴، شرح اصول كافي ملاصالح، ج۳، ص۱۸۱؛ اسرار التوحيد، ص۲۰۳؛ الأمثل، ج۱۴، ص۸۱؛ مفاتيح الغيب، ج۲۷، ص۵۹۰) و شکرش مداوم و مستمر است (الأسماء والصفات، ص۱۱۹؛ المیزان, ج۱۶, ص۲۳۷). بنابراین خداوند شکور نامیده شده زیرا در مقابل طاعت کم بندگان، پاداش فراوان مي­دهد (الأسماء والصفات، ص۱۱۸؛ لوامع البينات، ص۲۵۴، شرح اصول كافي ملاصالح، ج۳، ص۱۸۱؛ اسرارالتوحيد، ص۲۰۳؛ الأمثل، ج۱۴، ص۸۱؛ مفاتيح الغيب، ج۲۷، ص۵۹۰). کما اینکه در ادعیه درباره او آمده است: “یا من یعطی الکثیر بالقلیل” (بحار, ج۴۷, ص۳۶؛ کافی , ج۲, ص ۵۸۵)

     كلمه شكر و مشتقات آن ۷۵ بار در قرآن ذكر شده که ۹ بار آن با لفظ شکور آمده است. صفت شکور برای خداوند ۳ بار به همراه صفت غفور و ۱ بار با صفت حلیم (شوري:۲۳؛ فاطر:۳۰و۳۴؛ تغابن:۱۷) آمده که نشان می­دهد نخستين لطف پروردگار در حق انسان­ها همان آمرزش گناهان و لغزشهايى است كه احيانا از آنها سر زده، چرا كه بيشترين نگرانى انسان از اين ناحيه است. بعد از آنكه از اين نظر آسوده خاطر شد، ایشان را مشمول” شكر” خود قرار مى‏دهد يعنى از اعمالشان تشكر مى‏كند، و برترين جزا را به آنها مى‏بخشد( تفسیرنمونه ،ج۱۸ ص‏۲۸۰).

شکور در مورد انسان۴ بار به همراه صفت صبار و۱ بار با صفت عبد (ابراهيم:۵؛ لقمان:۳۱؛ سبأ:۱۹؛ شوري:۳۳ و اسراء:۳) بیان شده که ” صبار” و” شكور” هر دو صيغه مبالغه است، يكى فزونى صبر و ديگرى فزونى شكر را می رساند. کنار هم قرار گرفتن این دوصفت نشان دهنده حقیقت ایمان است چرا كه مؤمن در مشكلات و گرفتاريها صبور و در نعمتها شكور است، لذا در حديثى از پيامبر ص مى‏خوانيم: الايمان نصفان، نصف صبر و نصف شكر ( مجمع البيان، ج ۸، ص ۵۰۶، تفسير صافى، ج۴ ، ص ۱۵۱، مفاتیح الغیب، ج ۲۵، ص ۱۳۱ و الجامع لأحكام القرآن، ج ۱۴، ص ۷۹ ‏). بعلاوه مطالعه اسرار نظام آفرينش از يك سو نياز به صبر و حوصله و پشت كار و صرف وقت دارد، و از سوى ديگر انگيزه­ای است برای شكر منعم. هر گاه اين دو دست به دست هم مى‏دهند انسان را آماده براى مطالعه اين آيات مى‏سازند، و اصولا مطالعه اسرار آفرينش خود يك نوع شكر است. (تفسير نمونه، ج‏۲۰، ص: ۴۵۳)

     بر شکور بودن خداوند روایات فراوانی نیز تصريح دارد (كافي، ج۸،ص۳۱۳؛ صحيفه علويه، ص۶۲، ۳۹۶ ، ۳۹۹، ۴۶۵؛ مسند امام علی بن موسی الرضا عليه السلام، ج۲، ص۱۱؛­­ فضايل­الخمسه، ج۲، ص۶۵، ۶۶، ۲۷۷؛ مفتاح الفلاح، ص۱۵۸مهج الدعوات، ص۸۹؛ تحرير المواعظ العدديه، ص۵۳۰؛). علاوه بر آن، دليل عقلي هم بر شكور بودن خداوند اقامه شده به اين بيان كه: شكور بودن خداوند به معناي پاداش كريمانه دادن به كار خوب بندگان است که در مقابل آن وصف كفران قرار دارد، كه به معناي عدم قدرداني از كار پسنديده است. صفت كفران قطعا در مورد خداوند وجود ندارد زيرا كفران، يا براي اين است كه پاداش دهنده به آن كار آگاه نيست يا اينكه قدرت پاداش ندارد؛ و چون خداي متعال جامع اسماء و صفات است، چيزي از حيطه علم و قدرت او خارج نيست؛ پس بر اين اساس هر كسي پاداش كار خيرش را مي­يابد و اين همان صفت شكور بودن خداوند است (تفسير تسنيم، ج۸، ص۳۸).

       با توجه به معاني كه براي صفت شكور در خداوند بيان شد، اين صفت، از صفات فعل الهي به شمار مي­رود زيرا صفات فعل، صفاتي هستند كه توصيف خداي سبحان به آن صفات، بر صدور فعل از ایشان و فرض يك شيء دیگر غير از ذات الهي متوقف است (الالهيات، ج۱، ص۱۸۷).

اما درباره اطلاق این صفت بر خداوند و انسان و حقیقت آن تفاوت­هایی ذکر شده است: از جمله اینکه صفت شكور در انسان به كسي گفته مي­شود كه همه تلاش خود را به وسيله قلب، زبان و اعضاي بدنش براي اداي شكر الهي انجام مي­دهد و مي­داند كه در مقابل نعمت­هاي الهي از شكر عاجز است (موسوعه مصطلحات ابن خلدون، ج۲، ص۲۳۷؛ موسوعه كشاف، ج۱، ص۱۰۴۱). بر این اساس حقیقت انسان و فصل مقوم او شکور بودن است کما اینکه امام سجاد (ع) در دعایی می فرماید: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ. وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَى حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.» (الصحيفة السجادية، ص: ۳۰). حقيقت شكر در عبد آن است كه همه چيز را از خداي متعال بداند (شرح الأسماء الحسني، ص۱۱۸) در روایت آمده خداوند بدان جهت حضرت نوح (ع) را شکور نامید که هر صبح و شام در دعایی همه نعمت ها را از آن او می دانست (علل الشرایع, ج۱, ص ۲۹). در روایت دیگری خدای متعال به حضرت موسی (ع) فرمود: «اشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي‏» پرسید: پروردگارا, چگونه تو را چنان كه سزاوار است شكر گزارم، در حالی که هر شكرى كه نمايم، آن نیز نعمتى از ناحیه توست؟ خدای متعال فرمود : «يَا مُوسَى الْآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي‏» (کافی, ج۲, ص۹۸ ؛ بحار, ۶۸, ص۳۶). اما استعمال اين معاني براي خداوند صحيح نيست. بنابراين براي شكور بودن خداوند وجوهي بيان شده است:­­­­­‌ از جمله اینکه خداوند شكور ناميده شده به این معنا که بر طاعات بندگان ثواب عظيم مي­دهد (الأسماء والصفات، ص۱۱۸) تا بندگان به طاعت بیشتر ترغيب شوند و از روي نا اميدي، طاعات اندك را ناچيز نشمرده و فروگذار نكنند (الأسماء والصفات، ص۱۱۹). و یا شكور در مورد خداوند به اين اعتبار گفته مي­شود كه آنچه بر خلق خويش عطا مي­فرمايد بر آن­ها محاسبه نكرده و آن به آن بر فضل خويش می افزاید (شرح الأسماء والحسني، ص۱۱۸) وشکرش مداوم و مستمر است ( الأسماء والصفات، ص۱۱۹؛ المیزان, ج۱۶, ص۲۳۷).

       با توجه به معانی که برای شکر بیان شده در مورد اینکه آيا اسناد وصف شكور به خداوند حقيقي است يا مجازي اقوالی بیان شده است: عده اي آن را حقيقي مي­دانند (تسنيم، ج۵، ص۳۷؛ لوامع البينات، ص۲۵۴) و در وجه آن گفته اند: چون برخي از خصوصيات عدمي، مانند نياز، تنعم و… از قيود مصاديق اند نه قيود مفهوم، و اگر اسم يا وصفي دلالت بر كمال داشت و هيچ عنوان عدمي در مفهوم آن نباشد و همه ی نواقص از خصوصيات مصاديق باشد، چنين وصف يا اسمي مي­تواند به نحو حقيقت بر خداوند اطلاق شود؛ از طرفي شكور به معنای قبول اندك و اعطاي كثير از سنت هاي الهي است، پس خداوند حقيقتا شكور است. برخي ديگر اسناد وصف شكور به خداوند را مجازي دانسته اند (التوحید، ص۲۱۶؛ اسرار التوحيد، ص۲۳۸؛ عده الداعي، ص۳۱۷؛ الأمثل، ج۱۱، ص۳۹۳؛ مفاتيح الغيب، ج۳، ص۵۵۷؛ مفاهيم القرآن، ج۶، ص۲۸۵) و گفته اند: اگر شكر به معناي شناخت احسان يا ثناء بر نيكي كننده، يا نيكي كردن در مقابل نيكي باشد، چه كسي مي تواند به خداوند نيكي كند تا خداوند از او تشكر كند، در حالي كه هر چه هست از اوست؟ پس اطلاق اين وصف بر خداوند به نحو مجاز است و مراد از آن جزا دادن خداوند است كه تشكر از بندگان محسوب مي شود (مفاهيم القرآن، ج۶، ص۲۸۴) و اگر شكر به معناي اعتراف به نعمت منعم، همراه با تعظيم باشد، اسناد اين وصف به نحو حقيقي بر خداوند جايز نيست، چون ممکن نيست كسي به خداوند نعمت دهد و خداوند به نعمت او اعتراف كند (المغني،ج۲۰، ص۱۹۹).

كسي كه مي داند خداوند شكور است بايد آدابي را رعايت كند از جمله اینکه در شکر و حمد الهی جديت و مواظبت داشته و در حقوق الهي كوتاهي نكند. (شرح الأسماء الحسني،ص۲۵۲)

منابع

۱-اسرار التوحيد، اردكاني، محمد علي، اسلاميه، تهران، بي تا، چاپ اول.

۲-الأسماء والصفات، بيهقي، ابوبكر، دار الجيل، بيروت، ۱۴۱۷ق، چاپ اول، تحقيق عبد الرحمن عميره.

۳-الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل، مكارم شيرازي، ناصر، مدرسه امام علي بن ابي طالب، قم، ۱۴۲۱ق.

۴-الدر المنثور في تفسير المأثور، سيوطي، جلال الدين، كتابخانه آيه الله مرعشي، قم، ۱۴۰۴ق.

۵-الذخيره في علم الكلام، علم الهدي، سيد مرتضي، النشر الأسلامي، بي تا.

۶-العين، فراهيدي، خليل بن احمد، هجرت، قم، ۱۴۱۰ق، چاپ دوم.

۷-الكافي، كليني، محمد، اسلامي، تهران، ۱۳۶۲ش، چاپ دوم.

۸-المغني في ابواب التوحيد و العدل، معتزلي، قاضي عبد الجبار، الدار المصریه ، قاهره، ۱۹۶۵ م ۱۹۶۲ م، تحقیق: جورج قتواتی.

۹-الميزان في تفسير القرآن، طباطبايي، سيد محمد حسين، جامعه مدرسين، قم، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.

۱۰-تحرير المواعظ العدديه، مشكيني، علي، الهادي، قم، ۱۴۲۴ق، چاپ هشتم.

۱۱-تفسير تسنيم، جوادي، عبد الله، اسراءقم، ۱۳۸۸ش، چاپ هشتم.

۱۲-شرح الأسماء الحسني، همداني درود آبادي، سيد حسين، بيدار، بي تا.

۱۳-شرح اصول كافي، مازندراني، ملا صالح، دار الكتب الأسلاميه، تهران، ۱۳۸۸ق، تعليقات شعراني، تصحيح: علي اكبر غفاري.

۱۴-صحيفه علويه، رسولي محلاتي، سيد هاشم، اسلامي، تهران، ۱۳۹۶ش، چاپ سوم.

۱۵-عده الداعي و نجاح الساعي، حلي، ابن فهد، دارالكتب الأسلامي، قم، ۱۴۰۷ق، چاپ اول.

۱۶-فضائل الخمسه من الصحاح السته، فيروز آبادي، سيد مرتضي، اسلاميه، تهران، ۱۳۹۲ق، چاپ دوم.

۱۷-قاموس قرآن، قرشي، سيد علي اكبر، دار الكتب الأسلاميه، تهران، ۱۳۷۱ش، چاپ ششم.

۱۸-لسان العرب، ابن منظور، دار الفكر، بيروت، ۱۴۱۴ق، چاپ سوم، به اهتمام سيد جمال الدين مير دامادي.

۱۹-لوامع البينات في شرح اسماء الله والصفات، رازي، فخر الدين، مكتبه الكليات الأزهريه، قاهره، بي تا.

۲۰-مجمع البيان في تفسير القرآن، طبرسي، فضل بن حسن، ناصر خسرو، تهران، تهران، ۱۳۷۲ش، جاپ سوم.

۲۱-مسند امام رضا(ع)عطاردي، عزيز الله، آستان قدس(كنگره)، مشهد، ۱۴۰۶ق، چاپ اول.

۲۲-مفاتيح الغيب، صدر الدين شيرازي، محمد بن ابراهيم، موسسه تحقيقاتي فرهنگي، تهران، ۱۳۶۳ش، چاپ اول.

۲۳-مفاهيم القرآن، سبحاني، جعفر، موسسه امام صادق(ع)، قم، بي تا.

۲۴-مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليله، شيخ بهايي، دار الأضواء، بيروت، ۱۴۰۵ق، چاپ اول.

۲۵-المفردات، راغب اصفهاني، حسين بن محمد، دار العلم، بيروت، بي تا، چاپ اول.

۲۶-موسوعه مصطلحات ابن خلدون والشريف علي جرجاني، عجم، رفيق، مكتبه ناشرون،بيروت،۲۰۰۴م، چاپ اول.

۲۷-موسوعه كشاف في اصطلاحات الفنون والعلوم، تهانوي، محمد علي، مكتبه ناشرون، بيروت، ۱۹۹۶م، چاپ اول.

۲۸-مهج الدعوات و منهج العبادات، سيد بن طاوس، دار الذخاير، قم، ۱۴۱۱ق، چاپ اول.

۲۹- التوحید

احمد علی احمدی